ميرزا محمد حيدر دوغلات
336
تاريخ رشيدى ( فارسي )
گذاشتند و پدرم را در مزار پر انوار منبع سعادات و رفيع الدرجات ، « 1 » امير سيد حسين سادات - عليه الرحمة « 2 » - گذاشتند . و اين مظالم « 3 » واقعه در سنه اربع و عشر و تسعمايه بود . براى خان « لب درياى خجند » 143 تاريخ يافتهاند « 4 » كه مذكور شده است و براى پدرم ، همين مولانا محمد ، « خراسان » 144 تاريخ يافته است . حضرت غافر الذنوب و ستّار العيوب و واهب العطيات و رافع الدرجات - جلّت عظمته و عمّ نواله - روضتين شريفتين ايشان را به انوار مغفرت و رحمت ، منور گرداناد و سيئات ايشان را به ذيل اسم ستارى پوشيده داراد و حسنات به مقتضاى وهابى ، به عطيات اقدس مقابله كناد و درجه ايشان را در مرافع درجات عليين برساناد و حشر ايشان را به مقتضاى معتقد ايشان به سلف اهل سنت و جماعت محشور گرداناد و به حق محمد و آله الامجاد . « 5 » گفتار در وقايع مؤلف كتاب چون شاهى بيگ خان ، پدرم را شهيد كرد ، براى من با بخارا كس فرستاد . مقرر آنكه مرا در آب اندازند و به آنها كه در آب خجند غريق رحمت شده بودند ملحق گردانند . هر چند كه اين امر به عبيد اللّه سلطان كه همشيره من در حباله [ نكاح ] « 6 » وى بود ، گران مىآمد اما وى را مطلقا مجال ابا نبود . زهى حضرت قادر « 7 » به قدرت خداوندى كه اگر نه ارادت او باشد « 8 » ( 142 ر ) قهارانى كه قهارسان فلك را از روى قهر و غضب مقهور گردانند و جبارانى كه جابران زمان را از روى جبر و جور در جوف زمين به عدم قرين گردانند « 9 » نتوانند كه سرمويى از موى سر هيچ سرى خم دهند و يك پاى از هزار پايه كم كنند . « 10 » مصدق اين مقال و محقق اين مثال ، بيان احوال اين شكسته حال است . 145 شاهى بيگ خان كه مظهر جلال و جبروت ملك متعال - جلّت عظمته - « 11 » بود ، چه كارخانههاى سلطنت را كه منهدم نساخت و چه خاندانها [ ى ] پادشاهت كه منهدم نكرد . از جمله
--> ( 1 ) . نگ : - پرانوار . . . الدرجات . ( 2 ) . نگ : - سادات عليه الرحمة . ( 3 ) . نگ : - مظالم . ( 4 ) . نگ : + فصل پانزدهم . ( 5 ) . نگ : - كه مذكور شده . . . الامجاد . ( 6 ) . نب : - نكاح . ( 7 ) . نگ : - حضرت قادر . ( 8 ) . نگ : + جابران . ( 9 ) . نگ : - قهارانى كه . . . گردانند . ( 10 ) . نگ : - و يك پاى . . . كنند . ( 11 ) . نگ : - ملك . . . عظمته .